مناسك
در عزاداري هاي آييني، مانند عاشورا استفاده از گياهان آييني(نماد سرو) وجود دارد. و همين درخت سرو در مراسم مسيحيان نيز نمود پيدا مي كند.
لذا بر آن شدم كه بررسي هايي را پيرامون مناسك در ايران انجام دهم و آن را به صورت مجموعه اي مدون كنم.
در عزاداري هاي آييني، مانند عاشورا استفاده از گياهان آييني(نماد سرو) وجود دارد. و همين درخت سرو در مراسم مسيحيان نيز نمود پيدا مي كند.
لذا بر آن شدم كه بررسي هايي را پيرامون مناسك در ايران انجام دهم و آن را به صورت مجموعه اي مدون كنم.
به علاقمندان حوزه ي تاتر، پيشنهاد مي شود ،
نمايش "نام تمام مادران "
به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان را نظاره گر باشند.
از كارهاي ارزنده ي آقای رحمانیان مي توان به «روز واقعه» ، «آدامس خوانی» و همچنین «مجلس ضربت زدن» اشاره كرد.
موضوع اصلی این نمایش، به تمام آن چیزی که یک زن در طول زندگیاش با آن سروکار دارد پرداختهشده است.
سانیا سالاری در مورد پیامی که در دل این نمایش وجود دارد عنوان کرد: «با دیدن این اثر چیزی که در نظر من نمود پیدا میکند، چگونگی پیدا کردن یک زن در جامعه است. اینکه زن در جامعه چطور زندگی میکند؟ چطور با مشکلات دستوپنجه نرم میکند؟ چطور مادری میکند؟ درد میکشد، غصه میخورد، مسائلی را که شاید از بیرون اسمش «مسئله» است، وقتی از درون برای یک زن پیش بیاید، چگونه میشود و همچنین تبدیل جایگاه زن، دختر، مادر به مصیبتی برای یک زن. بعد از دیدن این نمایش دیگر نمیشود نام «زن» را ساده به زبان آورد و از کنار مسائل و مشکلاتش ساده گذشت. زنی که به موقعش مادر است، به موقعش خواهر؛ زنی که جای پدر را میگیرد. زنی که آغوشی گرم برای همسر دارد؛ زنی که آنقدر ظلم از سوی جامعه و اطرافیان میبیند. تمام زنان کار که با تمام مشکلات دارند تلاش میکنند.»
✅ ما در زندگي عادي گاهي با هم كارهايي مي كنيم كه به خطا گفت وگو مي ناميم؛ اما گفت وگو از مقوله جر و بحث يا گپ وگفت نيست.
✅ گفت و گو يك نوع پرداختن به مسايل نظري يا مشكلات عملي است.
✅ اگر در مساله نظري يا مشكل عملي، سه قيد،: جنبه جمعي - اشتراكي، نپرداختن در مقام عمل و پرداختن در مقام نظر و سوم اينكه پرداختن نظري ، استدلالي بود، دخيل باشد، مي توان گفت، گفت وگو انجام شده است.
✅ در زمان هيتلر هرموقع گفت وگو شكل مي گرفت؛ جلوي آن را مي گرفتند. زيرا گفت وگو عوام را به سمت خواص بودن، مي برد؛ به عبارتي گفت وگو از فريب خوردن عوام جلوگيري مي كند.
✅ شرط گفت وگو استدلال است. در گفت وگو بايد از نيروهاي باوراننده استفاده شود.
✅ گفت وگو فقط در زمينه و چارچوب آزادي امكان پذير است؛ در محيطي كه ترس از بازداشت شدن وجود دارد، گفت وگو شكل نمي گيرد.
استاد مصطفي ملكيان
٢٨ دي ماه ١٣٩٥
کلمات زیبا ودوست داشتنی بالا کلماتی هستند که برای نسل قدیم بسیار آشنا وبا رگ وخون آن عزیزان عجین شده است.
زمستان به دو بخش : چله بزرگ(چله کلان ) و چله کوچک (چله خرد ) تقسیم می شده است ،
که چله بزرگ از ( اول دی ماه تا دهم بهمن ماه) می باشد وچهل روز کامل و چله کوچک از ( یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه ) 20روز کامل وبه همین دلیل چون 20روز کمتر است چله کوچک نامیده شده است .
غروب آخرین روز چله بزرگ جشن سده برگزار می شد،مردم دور هم جمع می شدند واز این جشن لذت می بردند ودر نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سده را جشن می گرفتند،
این دوبرادر ( چله بزرگ وچله کوچک ) در هشت روز در کنار همدیگر هستند که آن 8 روز را ( چار چار) می نامند . به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک گفته می شود .
پس از چار چار نوبت به اهمن وبهمن پسران پیرزن (ننه سرما ) می رسد که خودی نشان دهند 10 روز اول اسفند را اهمن و10روز دوم اسفند را بهمن می گویند واین 20روز ممکن است آنقدر بارندگی باشد که این دوبرادر به دوچله طعنه بزنند ، با توجه به شعری که قدیمی های نازنین می خواندند (اهمن وبهمن ،آرد كن صدمن ،روغن بیار ده من ،هیزم بکن خرمن عهده همه بامن )
تا اینجا 20روز از اسفند به نام اهمن وبهمن نامگذاری شده اند ومی ماند 10 روز آخر اسفند ماه که 5روز اول سیاه بهار نام گرفته وشعری هم که قدیمی ها می خوانند (سیاه بهار شب ببار و روز بکار ) از این شعر هم مشخص می شود در این ایام شبها بارندگی فراوان بوده وروزها کشاورزان مشغول کشت وزراعت بوده اند ، 5روز آخر هم سرماپیرزن نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری گاهی آفتابی ،گاهی همراه با باد واکثر اوقات از آسمان تگرگ می بارد که قدیمی های دل پاک براین باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده ومهره های آن به زمین می ريزد.